شيخ حسين انصاريان
309
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
فرست ؛ درودى كه برايش حدّ و نهايتى نباشد ، اى مهربانترين مهربانان ! نماز شب از عبادات بسيار مهمى كه نور چشم عاشقان حضرت حق ، و چراغ قلب عارفان واله ، و نيروى جان اولياى الهى است نافلهء شب مىباشد . بيداران راه محبوب ، و سالكان مجذوب گفتهاند : اگر سحر نبود ، براى حيات انسان منفعتى تصور نمىشد . مشتاقان لقاى دوست ، و شيفتگان حضرت محبوب براى نيمه شب تا سحر ارزش فوق العاده قائلند . آنان آن وقت را وقت خاص مىدانند ، و خواب را در آن زمان بر خويش حرام مىكنند . قسمت اول شب را مىخوابند ، تا در آن وقت نورانى نخوابند ، و اول شب را از هر شغلى دست بر مىدارند ، تا در آن زمان به عبادت و طاعت ، و مناجات و راز و نياز مشغول باشند . آنان حاضر نيستند راز و نياز با خدا را در نيمه شب ، و مناجات با حضرت معبود را در وقت سحر ، با چيزى در اين معركهء هستى معاوضه كنند . چون سخن از دلبر ما مىرود * شاهدان را رنگ سيما مىرود چون حديث يار بى پروا كنيد * اين دل شوريده از جا مىرود در دل ما آتماشا كن ببين * تا چه شور و تا چه غوغا مىرود وين سر شوريدهء ما را نگر * دم به دم تا در چه سودا مىرود دل هنوز از هيبت روز الَست * مىتپد هر لحظه از جا مىرود چون بلى گفتيم در روز نخست * بر سر ما اين بلاها مىرود يك نظر آن لعل ميگون ديدهام * خون هنوز از ديدهء ما مىرود يار آمد گفتگو را بس كنيم * صحبتش از كيسهء ما مىرود